تبليغاتX
میعادگاه عاشقان معین
میعادگاه عاشقان معین
The Special Website Of Moein
 

 

با تشــکــر از آقای مـهـدی زاده...

وقـتی تــــــــو بـا مـن نیستی از مـن چه می مـاند

از مـن جـز این هــر لحظه فـرسودن چه می مـاند

از مــن چه می مـاند جـز این تکـــرار پی در پــی

تکــرار مــن در مــن مگــــر از مـــن چــه می مـاند...

 

اخبار جدید از استاد

استاد دراین روز مشغول فیلمبرداری وضبط موزیک ویدیوهای جدید آلبومش هستند ویکی از این موزیک ویدیوها درحالت تدوین قرار دارد وبزودی بر روی آنتن می رود

 

حضور  جاودانه صدای ایران در جایگاه سلاطین موسیقی دنیا (یونیورسال آمفی تیاتر )در روز ۲۱ نوامبر و مطابق با ۳۰ آبانماه با ترانه های جاودانه وبیادماندنی اش  وبرای اولین باربا  اجرای ترانه های  آلبوم طلوع خاطره می سازد

 

ویدیوی تبلیغ کنسرت استاد

 

و پست ویژه برای شما

 

ویدیوی بت پرست استاد با بهترین کیفیت !

شده ام بت پرست تو قسم به چشمون مست تو

به کنج میخونه روز وشب شده ام جام دست تو

به تو چون سجده می کنم شرر تو ارسینه میزنم

زغصه میخوام که بعدازین بت روی تو بشکنم

 
| نوشته شده توسط حامد
 
 

 

سلام دوستان خوبم امروز با چند تا آهنگ باحال قدیمی از استاد اومدم امیدوارم لذت ببرید

نظر بدید هر چی میخواید بذارم

   اینم یه غزل خیلی قدیمی

     از خود نبود خبرم 

  وقتي دلم تنها ميشه

  می دونستی که خاک فرش منه

تاره موهات بلنده واسه شکار کمنده

 
| نوشته شده توسط حامد
 
 

 

طلوع

شراب

برو برو که خسته ام از شکستنم
من عاصی از هر عشق و هر دل بستنم
کبوترم که پر زدم ز بام تو
بیزارم از نامت به لب آوردنم
آ........ه
یه روز سراب من و خواب من و شراب من تو بودی و تو
امروز شهاب من و تاب من و عذاب من تو هستی وتو
یه روز بهار من و یار من و قرار من تو بودی و تو
امروز خزان من و زوال من و زیان من تو هستی و تو
ستاره ها رو شمردم نیومدی و نمردم
بیا که جون نسپردم
بیا که جون نسپردم
میون گریه دویدم حباب اشکو دریدم
ندیدمت که ندیدم
ندیدمت که ندیدم

شراب

 

 
| نوشته شده توسط حامد
 
 

 

یکی را دوست میدارم

یکی را دوست میدارم
یکی را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نمی داند
نگاهش میکنم
نگاهش میکنم
شاید
شاید
بخواند از نگاهه من که او را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند
وای
به برگ گل نوشتم من
به برگ گل نوشتم من
که او را دوست میدارم
ولی افسوس
ولی افسوس
او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست میدارم
ولی ناگه
ولی ناگه
ز ابر تیره برقی جست و روی ماه تابان را بپوشانید

من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال غم اما دلی بی کینه دارم

پاکبازم من ولی در آرزویم عشق باز یست
مثل هر جنبندهای من هم دلی در سینه دارم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

در کدامین مکتب و مذهب جرم است پاکبازی
در جهان صدها هزاران پاکباز از سینه دارم
کار هر کس نیست مکتب داری این پاکبازان
هدیه از سلطان عشق بر هر دو پایم پینه دارم

پینه دارم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

من از بیراهه های هله بر می گردم و آواز شب دارم
هزار و یک شبی دیگر نگفته زیر لب دارم
مثال کوره میسوزم تنم از عشق امید طرم دارد
حدیث تازه ای از عشق مردان حلب دارد

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
سینه مالامال غم اما دلی بی کینه دارم

پاکبازم من ولی در آرزویم عشق باز یست
مثل هر جنبنده ای من هم دلی در سینه دارم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

من عاشقه،عاشق شدنم
من عاشقه، عاشق شدنم

 

یکی را دوست میدارم

 

 

 
| نوشته شده توسط حامد
 
 

 

صبحت بخیر عزیزم

صبحت بخیر عزیزم

در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست
خو کرده قـفـس را مـیـل رهـا شدن نیست

مـن با تـمام جانم پر بسته و اسیرم
باید که با تو باشم در پـای تـو بـمیرم

صبحت بخیر عزیزم
با آنکـه گفتـه بودی
دیشـب خـدانگهدار

با آنکه دست سردت
از قـلـب خـستـه تـو
گویـد حدیث بـسـیـار

صــبـحت بـخـیـر عزیزم
بـا آنــکـه در نــگــاهــت
حرفی برای من نیست

بـا آنـکـه لـحـظـه لـحـظـه
می خوانم از دو چشمت
تـن خـسـتـه ای ز تـکـرار

در جان عاشق من شوق جدا شدن نیست
خو کرده قـفـس را مـیـل رهـا شدن نیست

مـن با تـمام جانم پر بسته و اسیرم
باید که با تو باشم در پـای تـو بـمیرم

صبحت بخیر عزیزم
با آنکـه گفتـه بودی
دیشـب خـدانگهدار

با آنکه دست سردت
از قـلـب خـستـه تـو
گویـد حدیث بـسـیـار

صــبـحت بـخـیـر عزیزم
بـا آنــکـه در نــگــاهــت
حرفی برای من نیست

بـا آنـکـه لـحـظـه لـحـظـه
می خوانم از دو چشمت
تـن خـسـتـه ای ز تـکـرار

دیوار غصـه ها را از دوش خسته بردار
من کوه استوارم به مـن بگـو نـگـه دار

عهدی که با تو بستم هرگز شکستنی نیست
این عشق تا دم مرگ هرگز گسستنی نیست

صبحت بخیر عزیزم
با آنکـه گفتـه بودی
دیشـب خـدانگهدار

با آنکه دست سردت
از قـلـب خـستـه تـو
گویـد حدیث بـسـیـار

صــبـحت بـخـیـر عزیزم
بـا آنــکـه در نــگــاهــت
حرفی برای من نیست

بـا آنـکـه لـحـظـه لـحـظـه
می خوانم از دو چشمت
تـن خـسـتـه ای ز تـکـرار

صبحت بخیر عزیزم

دوستان عزیز هر آهنگی که ار استاد میخواهید بگید تا هم شعر سو بذارم هم آهنگشو که گوش کنید

 
| نوشته شده توسط حامد
 
 

 

پنجره

 

پنجره

 

باز کن پنجره را وبه مهتاب بگو

 

صفحه ی ذهن کبوتر آبیست

 

خواب گل  مهتابیست

 

ای نهایت در تو ابدیت درتو

 

ای همیشه با من تا همیشه بودن

 

باز کن چشمت را تا که گل باز شود

 

قصه ی زندگی آغاز شود

 

تا که از پنجره ی چشمانت عشق آغاز شود

 

تا دلم باز شود تا دلم باز شود

 

دلم اینجا تنگ است دلم اینجا سرد است

 

فصل ها بی معنی آسمان بی رنگ است

 

سرد سرد است اینجا باز کن پنجره را

 

باز کن چشمت را گرم کن جان مرا

 

ای همیشه آبی ای همیشه دریا

 

ای تمام خورشید ای همیشه گرما

 

سرد سرد است اینجا باز کن پنجره را

 

ای همیشه روشن باز کن چشم من

 

ای نهایت در تو ابدیت درتو

 

ای همیشه با من تا همیشه بودن

 

باز کن چشمت را تا که گل باز شود

 

قصه ی زندگی آغاز شود

 

تا که از پنجره ی چشمانت عشق آغاز شود

 

تا دلم باز شود تا دلم باز شود

 

  پنجره

 

 
| نوشته شده توسط حامد
 
 

 

متن آهنگ زیبای ملاقات تقدیم به شما

 

قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم

 

قرار نبود اینجوری شه یهو بشی همه کسم

 

راستی چی شد چجوری شد اینجوری عاشقت شدم

 

شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم

 

به ملاقات آمدم ببین که دلسپرده داری

 

چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری

 

نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم

 

تو دریا باش و من جویبار عشق و در تو جاری

 

من از پرونه بودنها من از دیوانه بودنها

 

من از بازی یک شعله ی سوزنده

 

 که آتش زده بر دامان پروانه   نمیترسم

 

من از هیچ بودنها از عشق نداشتنها

 

از بی کسی و خلوت انسانها    میترسم

 

راستی چی شد چجوری شد اینجوری عاشقت شدم

 

شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم

 

من از عمق رفاقت ها من از لطف صداقتها

 

من از بازی  نور در سینه ی بی قلب ظلمت ها  نمیترسم

 

من از حرف جدایی ها مرگ آشنایی ها

 

من از میلاد تلخ بی وفایی ها   میترسم

 

راستی چی شد چجوری شد اینجوری عاشقت شدم

 

شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم

 

 

 

 
| نوشته شده توسط حامد
 
 

 

 

از اینجا تا به اونجا شوره زاره


بیابون تا بیابون نیش خاره


نمی نالم اگر رفتم زیادت


که قلب سنگ تو چون روزگاره


که قلب سنگ تو چون روزگاره


یه روزی عاشق و دیوونه بودی

 

شراب عشق و پیمونه بودی

 

یه نو اومد من شدم کهنه عزیزم


رفیق نیمه راه خونه بودی

 

رفیق نیمه راه خونه بودی


هنوزم تو دلم رنگ امیده


هنوزم دیده غیر از تو ندیده


به تو عاشقترین باقی میمونم


چو بر شبهای زلفت زد سپیده

 

چو بر شبهای زلفت زد سپیده

 

 

 
| نوشته شده توسط حامد
 
 

 

 

 

 

این چه عشقیست  چه عشقیست  که در دل دارم

 

من از این عشق از این عشق چه حاصل  دارم

 

می گریزی ز من و در طلبت باز هم

 

باز هم  کوشش  باطل  دارم

 

باز لبهای عطش کرده ی من

 

عشق سوزان تو را می جوید

 

می تپد قلبم و با هر تپشی

 

قصه ی عشق تو را می گوید

 

این چه عشقیست  چه عشقیست  که در دل دارم

 

من از این عشق از این عشق چه حاصل  دارم

 

می گریزی ز من و در طلبت باز هم

 

باز هم  کوشش  باطل  دارم

 

بخت اگر از تو جدایم کرده

 

می گشایم دل از بخت چه با ک

 

ترسم این عشق سرانجام مرا

 

بکشد تا به سراپرده ی خاک

 

این چه عشقیست  چه عشقیست  که در دل دارم

 

من از این عشق از این عشق چه حاصل  دارم

 

می گریزی ز من و در طلبت باز هم

 

باز هم  کوشش  باطل  دارم

 

 

عـــشق فــقط  مـعـین ، تمــام...

 
| نوشته شده توسط حامد
 
 

 

چشمهای تونورکوچه باغ روزه

چشمهای من ظلمت شب نیازه

باهم دیگه رازونیازی داشتیم

حکایت دور ودرازی داشتیم

اما پس از اون آشنایی

اون همدلی اون همزبانی

ازگرد راه اومد جدایی

رفتی وچشم به رام گذاشتی

حالا نمیدونم کجایی

کاشکی یکی بود ماروباهم آشتی میداد

کاشکی چشامون باز توچشم هم میفتاد

امروز اگه تاریک وخاموش وسیاهه

فرداکه شد دنیا پرازخورشیدوماهه

 

 
| نوشته شده توسط حامد
 
 

 

 

چون سرابی در کویر چون خیالی دلپذیر

 

رفته بودی آمدی اما چه دیر اما چه دیر

 

رفتی و آمد بهار بیقرارم بیقرار

 

خاطراتت را فقط از من مگیر از من مگیر       

 

از میان قاب دودی رنگ شیشه

 

می بریدی از من اما تا همیشه تا همیشه

 

با همه دریا دلی دل را به دریا ها زدم

 

پشت پا بر اصل بی بنیاد این د نیا زدم

 

با هزاران آرزو با صد هزار شوق و امید

 

از پس دیروز و امروز ناگهان فردا رسید

 

ای دریغ از عمر رفته ای دریغ

 

قصه ی ابریشم و بیداد تیغ

 

خاطراتم لحظه لحظه رنج موعودم شده

 

چشمه  وقت تشنگی آب گل آلودم شده

 

همچو ماه  آسمان از من گریزان می شوی

 

مثل شب در ظلمت هر سایه پنهان می شوی

 

چون سرابی در کویر چون خیالی دلپذیر

 

رفته بودی آمدی اما چه دیر اما چه دیر

 

رفتی و آمد بهار بیقرارم بیقرار

 

خاطراتت را فقط از من مگیر از من مگیر

 

از میان قاب دودی رنگ شیشه

 

می بریدی از من اما تا همیشه تا همیشه

 

با همه دریا دلی دل را به دریاها زدم

 

پشت پا بر اصل بی بنیاد این دنیا زدم

 

با هزاران ارزو با صد هزار شوق و امید

 

از پس دیروز و امروز ناگهان فردا رسید

 

ای دریغ از عمر رفته ای دریغ

 

قصه ی ابریشم و بیداد تیغ

 

متن آهنگ زیبای ای دریغ تقدیم شد به همه ی شما عاشقان استاد

 

 

 

 
| نوشته شده توسط حامد
 
 

 

با تشـکـر از عـظیم عـزیز از نجـف آباد

 

عشق فقط مـعـین ، تمـام...

دوستان عزیز امروز واستون چنند تا از موزیک ویدئو های قدیمی و البته کمیاب استاد رو میذارم البته اگر ازکارهای معین آهنگی میخواهید که در دسترستون نیست در قسمت نظرات بگید تا واستون قرار بدم

 

تـرانه آواز جـدايي تنهـا اثر مـعـين با ام زي ام در سال هاي قبل

 

 

آهـنگ شــوره زار با صــداي زيباي مـعـين

 

 

ويديوي کــمــياب و بسيار ديدني دلسـوخته با هـنرنمـايي استاد مـعـين

 

 

ويدئوي چگــونه چگــونه با صــداي زيباي مـعـين 

 
| نوشته شده توسط حامد
 
 

 

اونقدر عاشق میشم....اونقدر از تو میگم

اونقدر از تو میگم که به یمن اسم تو

 توی آسمون عشق رنگین کمون پیدا بشه

اونقدر عاشق میشم که توسرزمین عشق 

بعد مجنون یه نفر صاحبنشون پیدا بشه

تو مگه قلب منی که صدای نفسهات

هرجاهستم با منه

تو مگه عمرمنی که دم وبازدمم تورو فریاد می زنه

فقط تورو داره فریاد می زنه

توهوای تازه ی زندگی هستی

که توقصر آرزوهایم نشستی

توهمون معجزه ولطف خدایی

که طلسم نا امیدیمو شکستی

 
| نوشته شده توسط حامد
 
 

 

 

وقتی می خواند زندگی آغاز می شود..

من که تو بن بست غربت

 

زخمی از آوار پاییز

 

فکر چشمای تو بودم

 

با دلی از گریه لبریز

 

شب عاشقونه ی من چه حروم شد

 

مهلت بودن با تو چه تموم شد

 

ندونستم باید از تو می گذشتم

 

وقتی از غربت چشمات می نوشتم

 

بنویس مهلت موندن یه نفس بود

 

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

 

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

 

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

 

 

بيوگرافي و شرح حال جاودان صداي عشق، معين

معين درسال 1330 در شهرستان نجف آباد واقع در استان اصفهان در خانواده اي كاملا مذهبي و از نظر مالي در سطح متوسط و پرجمعيت به دنيا آمد. او در دوران نوجواني قرآن را با صوت و اشعار و غزليات شعراي بزرگ را با لحني زيبا مي خواند. وي در سن 18 سالگي با يادگيري ساز تار و عود با نتها و گوشه هاي موسيقي و آوازي آشنا شد. او در همان دوران باستان خود در مجالس شادماني برنامه هاي بسياري در شهر خود و ديگر شهرهاي استان اصفهان اجرا مي كرد.

معين در سن 20 سالگي در اصفهان به خاطر استعداد و صداي زيباي خود توانست با اساتيدي همچون تاج اصفهاني و حسين كسايي آشنا شود و در كلاس هاي آواز و موسيقي ايشان شركت كنند. معين در سالهاي پيش از انقلاب اسلامي در ايران ( از سال 55 تا 58) به طور مداوم هر شب در هتل شاه عباس و هزار و يك شب اصفهان برنامه اجرا مي كرد. او به خاطر همين كار توانست با افراد بيشتري در زمينه موسيقي و آواز آشنا شود. بعد از انقلاب اسلامي معين فعاليتهاي خود را تا قبل از انقلاب ادامه داد و در سال 1359 توانست اولين ترانه خود را با "يكي را دوست مي دارم" با شعري از مسعود اميني منتشر كند و صداي خود را به تمام ايرانيان در سراسر ايران و دنيا برساند. وي در سال 1360 ايران را ترك و به كشور اسپانيا سفر كردند. بعد از مدتي به دليل نبودن امكانات اجراي برنامه و عده كم ايرانيان در آنجا به لس آنجلس آمدند.

در لس آنجلس نيز به دليل نداشتن تبليغ كسي ايشان را نمي شناخت تا اينكه با كمك دوستان هنرمندي چون هايده توانست اولين آلبوم خود را به نام "مي پرستم" از شركت ترانه به بازار ارائه دهد. معين ساز عود را به صورت كاملا حرفه اي مي نوازد طوري كه ايشان را مي توان يكي از اساتيد اين ساز ناميد. ايشان با هنرمندي خود در اكثر ترانه ها نيز از اين ساز استفاده كرده كه از جمله آن مي توان به "يكي را دوست مي دارم"، "كعبه"، "مي پرستم"، "چگونه چگونه"، "من باهاتم"، "و اخيرا ترانه "بت پرست" اشاره كرد.

در مورد هنرمندي مثل معين شايعات بسياري مي باشد كه يكي از اين شايعات اين است كه مي گويند معين نابينا مي باشد. در صورتي كه معين از هر دوچشم بينا است و فقط يكي از چشمان او به خاطر صدمه ديدن عصب پلك (ناتواني بازنگه داشتن او در زمان طولاني) چشمش از عينك آفتابي طبي استفاده مي كنند و يا اينكه اميد برادر معين است و در صورتي كه هيچ نسبتي با اميد ندارد (معين 3 برادر به نامهاي مصطفي، مرتضي و فتح الله دارد كه فتح الله در سال 1382 فوت كردند) و شايعات ديگري همانند اين كه معين در آمريكا داراي چندين شركت بزرگ و چند قمارخانه و مشروب فروشي است. درصورتي كه او تنها منبع درآمدش فقط از راه خوانندگي و كلاسهاي موسيقي مي باشد. وي از مشروب متنفر است. چون ايشان به دين اسلام اعتقاد دارد و نماز خود را ترك نگفته و هميشه با خداي خود در راز و نياز است و هميشه موفقيت خود را در كمك خداوند به خود مي داند. امروزه معين به خاطر موقعيت بالايي كه دارد بيشتر از پيش به آهنگها و ترانه هايي كه قرار به اجراي آن دارد حساسيت نشان مي دهد. و از طرف ديگر به خاطر وجود افرادي كه هيچ از اين هنر والا نمي دانند و فقط صرف داشتن موقعيت مالي بالايي كه برخوردارند بيشتر اين هنر را به تفريح تشبيه كرده اند. كمتر كسي هست كه اشعار و آهنگهاي مناسب براي معين بسرايد و بسازد به همين خاطر انتشار كارهاي جديد از طرف او با فواصل بسيار انجام مي گيرد.

معين، اين صداي محبوب همگان با ضبط آهنگهاي كعبه، بي بي گل، من باهاتم، سفر، اصفهان، پريچهر، ننه، چگونه چگونه، قسم به عشق، و دهها آهنگ به ياد ماندني ديگر لقب بهترين و محبوب ترين خواننده را به خود اختصاص داد.

معين به خاطر جنس، قدرت و وسعت صدايي كه دارد بي شك يكي از معروفترين و محبوب ترين خواننده سالهاي اخير مي باشد كه ترانه هاي او در قلب ميليونها نفر در سراسر جهان جاي گرفته است.

 

                     با تشــکــر از آقای مـهـدی زاده...

 
| نوشته شده توسط حامد